ای انسان .. آیا «الحمد لله» نمی‌گویی ؟!


ای انسان .. آیا «الحمد لله» نمی‌گویی ؟!

در این جهان هستى بسا چیزهای مهمی وجود دارد که برای انسان خدماتی تقدیم می‌دارد بدون آنکه انسان را در آن نقشی باشد و بدون آنكه درتصرفش باشد. چرا كه انسان از تهيه ضروريات زندگی براى خودش؛ عاجز وناتوان است.

بطور مثال: خورشید برای زمین گرمی وزندگی را می‌دهد وآن هم بدون عوضی ودور از فعل وکاری از جانب بشر.

وباران از آسمان فرود آمده وبرایت آبی را فراهم می‌کند که از آن می‌آشامی، بدون آنکه تو را در آن تلاش وزحمتی باشد، ویا قدرتی بر فرود آوردنش داشته باشی.

وباد وهوا در ماحول تو وجود دارد که در هر جایی آنرا تنفس میكنی بدون كوشش وزحمتی ویا توانى از جانب تو.

وزمین برایت میوه‌ها می‌دهد به شرطى که در آن تخم بکاری وآبش بدهی؛ در آن تخم زندگی سرایت می‌کند بدون دخالتى از جانب تو.

وشب وروز پيهم آمد ورفت می‌کنند تا تو بتوانی خواب کرده وراحت شوی، وتا برای زندگی وروزگارت سعی نمایی، تو نه آن کسی هستی که روشنی روز را آورده، ونه آن ذاتی هستی که تاریکی شب را ساخته است، ولى تو راحت خویش را در شب گرفته، ودر روز کسب وکار می‌کنی، بدون آنکه در حرکت وگردش جهان هستى از ماحولت دسترسى داشته باشی. وبوسيله خورشید وماه تاریخهای خویش را می‌شناسی، وحال آنکه خودت آغاز آن تاریخ وتسهيلاتش را نساخته‌ای.

همه این چیزها را انسان نیافریده است، وجز اینها چیزهای فراوانی است که شمرده نمی‌شود، ولى انسان آفریده شده تا همه این چیزها را در این جهان هستى دریابد که او را بدون عوضی وبدون زحمتی از جانب وی خدمت کند. آیا این همه سزاوار آن نیست که بگوییم: حمد وسپاس الله را بر نعمت رام ساختن این جهان هستى برای خدمت انسان؟! بی‌گمان این نعمتها تقاضای واجب بودن حمد وسپاس را دارند.

چون هیچ کسی – اگرچه علم ودانشش به مرتبه‌های والایی رسیده باشد – نمی‌تواند ادعا کند که او خورشید را آفریده است، یا ستارگان را پیدا کرده است، یا زمین را برقرار نموده است، یا قانونهای این جهان هستى را پايه گذارى كرده است، ویا برای آن اتمسفرش را عطا فرموده است.. همچنين نمی‌تواند ادعا کند که خود را ویا غیر خود را آفریده است.. این نشانی‌ها همه به ما دلیل وحجتی بر وجود وهستی آفریدگار بزرگی تقدیم می‌دارد، که او این همه را پیدا کرده وخودش این همه را آفریده است. وبرخی از این دلیلها خاموش وآرام است، تا در هر لحظه‌ی ما را به آنچه از نشانی‌هایی که در آن وجود داشته وبه آفریدگارش دلالت می‌کند؛ یاد آور سازد، وبرخی از این دلیلها جنبنده ومتحرک است تا ما را به حرکت خویش در هر دم که غافل می‌شویم یادآور شده وبه سوی آفریدگار این جهان هستى بزرگ متوجه سازد.

در هر صبحگاه خورشید را می‌بينيم که با طلوع خود ما را به اعجاز آفرینش یادآوری می‌کند، وشامگاه غروب می‌کند تا ما را به عظمت وبزرگی آفریدگار یادآور شود، وآمد ورفت شب وروز در پی یکدیگر در پیش روی ما، هر روز صورت می‌گیرد تا باشد که از خواب غفلت بیدار شویم وبه آفریدگار آنها روی آوریم..

وباران از آسمان فرو می‌ریزد تا ما را به الوهیت ذاتی که او را فرو می‌آورد یادآور سازد..

وکاشته‌ها از زمین (رنگارنگ وبا مزه‌های مختلف) می‌رویند که همه با یک آب سیراب می‌شوند؛ تا ما را به قدرت بی‌نظیر الله متعال آگاه کنند.. این کار نزد اوتعالی هیچ مشکلی نیست، چونكه مقتضى گرد آوردن ابزارها ونیروها ومواد وکارگران نیست، بلکه کار بسا آسان است، او فقط یک آب است که همه این انواع کاشته‌ها را رویانده است، هر نوعی برای خود رنگی خاص، شکلی خاص، مزه‌ای خاص، بویی خاص، وتکوینی خاص دارد که از نوع دیگرش تفاوت می‌کند.. وچون وقت برداشت برسد، این همه میوه‌ها وکشتزارها ناپديد می‌شوند. وچون موسم کشت وزراعت برسد باز سر از نو می‌رویند.

پس هر چیز جنبده وحرکت‌کننده در این جهان هستى ما را هرگاهى که فراموش می‌کنیم یادآور می‌سازد، وبه ما می‌آموزاند که آنجا آفریدگار بزرگی وجود دارد.

اینها نشانه‌های (وجود وقدرت وحکمت) الله متعال اند در مخلوقاتش که مستلزم حمد وسپاس می‌باشند.. پس این زندگی که الله متعال آن را به ما ارزانی نموده، واین نشانه‌هایی که در جهان هستى خویش نهفته داشته؛ البته ما را رهنمایی می‌کند که این جهان هستى را آفریدگار بزرگی است.

الله متعال پيش از آنكه ما را بیافريند، برای ما نعمتهایى را آفرید که مستلزم حمد وسپاس اوتعالی است، پس برای ما آسمانها وزمین را آفرید، وبرای ما آب وهوا را پدید آورد، ودر زمین خورشها وروزیهای آن را تا به روز قیامت گذاشت. واین نعمتی است که اوتعالی بر آن سزاوار حمد می‌باشد، بخاطری که الله متعال نعمت را پیش از وجود انسان فراهم ساخته است، وهنگامی که انسان را آفرید این نعمتها موجود بوده واو را پذيرائى می‌کرد، واگر نعمت پیش از وجود انسان نمی‌بود وبعد از او آفریده می‌شد؛ البته انسان در حال انتظار آمدن نعمت هلاک می‌شد.

واین گونه است عطا وبخشش الهی برای انسان، به مجردی که او را در زهدان مادرش می‌آفريند برایش نعمتها را ارزانی می‌کند، پس زهدان آماده به پذیرایی او شده وخوراکی که مدت بارداری او را کفایت می‌کند را آماده می‌كند، سپس چون به دنیا بیرون می‌آید، الله متعال در سینه مادرش شیری می‌گذارد که به هنگام گرسنه شدنش فرو آمده وبه هنگام سیر شدنش باز می‌ایستد، وبا پایان رسیدن دوران شیرخوارگی به طوری کامل متوقف می‌شود!. 

وآنگاه پدر ومادر مهربانی را می‌یابد که برای او ضروریات زندگی‌اش را فراهم می‌کنند تا زمانی که بتواند خود را سرپرستی کند. این همه پیش از آنکه انسان به مرحلۀ تکلیف برسد وپیش از آنکه به گفتن «الحمد لله» قدرت یابد؛ صورت می‌گیرد.

وبه این سيستم می‌بینیم که همیشه نعمت پیش از منعَم علیه (کسی که بر او ارزانی می‌شود) بوجود می‌آید. بناءً هرجا وهرگاهى که انسان «الحمد لله» می‌گوید؛ بخاطر آنست که باعث شوندۀ حمد وسپاس – که همانا نعمت است – در جهان هستى پیش از وجود انسانی موجود است.

بلکه هر چیزی در این جهان هستى تقاضای حمد را دارد، وبا این همه، انسان وجود وهستی را می‌ستاید ومُوجِد وهست‌کننده را فراموش می‌کند!!

به طور مثال: وقتی که گل زیبایی را می‌بینی، یا هر مخلوقی از مخلوقات الله را می‌بینی که در دل تو زیبایی را ‌نقش می‌كند؛ این مخلوق را می‌ستایی، پس می‌گویی: این گل چه اندازه زیبا است!! یا این گوهر، ویا این مخلوق چقدر قشنگ است!!

ولى این مخلوقی که تو او را ستودی، خود برای خودش این زیبایی را نبخشیده است.. گل هیچ کار ودخالتی در آن ندارد که زیبا بوده باشد ویا زیبا نباشد، همچنين گوهر را در بزرگی آفرینشش دخالتی نیست.. وبه این ترتیب هر چیزی که در این جهان هستى است خود برای خود زیبایی نداده است، ذاتی که برای او زیبایی بخشیده است تنها وتنها همانا الله متعال است.. پس نباید میان این امور خلط کرده ومخلوق را ستوده وخالق را فراموش کنیم، بلکه بگوئيم: حمد وسپاس الله را که در این جهان هستى ودر دقت آفرینشش، آنچه پدید آورده است که ما را به بزرگی آفریدگار یادآور می‌سازد.

وراه وروش الله از ما تقاضای حمد وسپاس را دارد؛ زیرا الله متعال منهج وآیین خود را نازل فرموده تا به ما راه خیر را معرفی کرده وما را از راه شر دور سازد.

پس منهج وآئین الله که بر پیامبرش نازل کرده بود به ما آموخته است اینکه الله متعال همان ذاتی است که برای ما این جهان هستى را آفریده، وسپس ما را نیز آفریده است.. دقت آفرینش وبزرگی‌اش ما را راهنمایی بر آن می‌کند که آنجا آفریدگار بزرگی وجود دارد،.. ولى به ما گفته نمی‌تواند که او کیست؟ و از ما چه می‌خواهد؟ واز اینجاست که الله متعال پیامبرانش را فرستاد تا به ما بگویند: ذاتی که هم این جهان هستى را آفریده وهم ما را آفریده است همانا الله متعال است، واین چیز مستلزم حمد وسپاس وعبادت وبندگی برای اوتعالی می‌شود به طور تنهایی که او را شریکی نیست.

ومنهج الله - که قرآن کریم است - برای ما روشن نموده که الله از ما چه می‌خواهد؟ واو را چگونه باید بپرستیم؟ واین چیز باعث می‌شود که ما سفر زندگی را با دلهای آرامش یافته، راحت شده، وسالم از بدبختی سرگردانى وپریشانی؛ طی کنیم.. واین خود مستلزم حمد وسپاس است.

ومنهج الله راه را روشن نموده است، وبرای ما روش زندگی مان را بگونه خوبتر ودرست‌‌تر برنامه‌ریزی کرده است، الله متعال میان هیچ یکى از ما تفرقه نمی‌کند، وهیچ کسی را بر دیگری برتری نمی‌دهد، مگر بر اساس تقوی وپرهیزگاری، پس ما همه در پیشگاه الله متعال، آفریدگانِ برابر ویکسانیم.

چنين نتیجه می‌گریم: که شریعت الله، وقول الله، وداوری الله، همه از جانب الله اند، اما قوانين مردم به پیروی از هوای نفس مشخص شده است، برخی را از دیگری امتیاز می‌بخشد، وحقوق افرادی را گرفته به دیگران می‌دهد، بخاطر آن، ما در هر قانون بشری انواعی از ستم بشری را در می‌یابیم.

اعضای کمیته مرکزی در کشورهای كمونيستى همان صاحبان ناز ونعمت اند، در حالی که باقی ملت در بدبختی وتنگدستی بسر می‌برند؛ چراکه این کسانی که قانون كمونيزم را پایه‌ گذاری کرده اند، پیروی از هوا وهوس خویش نموده ومصالح خود را بر هر مصلحتی دیگر برتری داده اند. ودر دولتهایی که بر نظام سرمایه‌داری اند، نیز حالت مردم از همین قرار است، همه دارایی‌ها در اختیار سرمایه‌‌داران است.

ولى، الله متعال هنگامی که برای ما نظام اسلامی را نازل فرمود، دستور به عدالت وانصاف میان مردم داد، وبه هر صاحب حق، حقش را داد، وبه ما آموخت که چگونه زندگی بر روی زمین استقامت می‌یابد، وقتی که از هوا وهوس بشری دور بوده وبه عدالت الهی سر خم کند، واین هم مسلتزم وسزاوار حمد وسپاس است.

والله متعال از جانب ما مستحق حمد وسپاس است، زیرا اوتعالی از ما چیزی نمی‌گیرد، بلکه به ما هر چیزی را ارزانی می‌فرماید. اما انسانها در هر زمانی در کوشش استغلال وبهره‌كشى ازهمجنسان خود اند، چون آنها در مال وثروتى كه در اختیار دیگران است، طمع دارند، در حالی که الله متعال نیازی به آنچه در اختیار ما است ندارد، چون اوتعالی (خودش آن را به ما ارزانی فرموده است، وبخاطری که اوتعالی) به ما می‌دهد واز ما نمی‌گیرد، نزد اوست خزینه‌های هر چیزی، همانگونه که فرموده است: {وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ} [الحجر: 21] (وهیچ چیزی نیست مگر اینکه گنجینه‌هایش نزد ماست، وما جز به اندازه‌ای معین آن را نازل نمی‌کنیم). بناءً عطا وبخشش الله برای آفریدگانش دایم وهمیشه است، ودر مقابل، آفریدگان همیشه از نعمتهای الله متعال می‌گیرند، پس گویا بندگی برای الله - جل جلاله - از تو چیزی نمی‌گیرد ونمی‌کاهد بلکه برایت می‌دهد ومی‌افزاید، واین هم مستلزم وسزاوار حمد وسپاس است.

و الله متعال در عطا وبخشش خود دوست دارد که انسان از او بطلبد، و او را خواسته واز او یاری بخواهد، واین هم مستلزم حمد وسپاس است، زیرا اوتعالی ما را از ذلت وخواری در دنیا نگه می‌دارد، اگر تو از صاحب نفوذی، چیزی بطلبی، حتمًا برایت وقت ووعده‌ای را برای صحبت کردن تعين کرده ومدت ملاقات را نیز محدود می‌کند، وشاید آن وقت تحدید شده برای عرض حاجت تو کفایت نکند واو هم ملاقات را قطع کند.. در حالی که الله متعال درش همیشه باز است.. در هر وقت وموعدی که دوست داری دو دست خود را به سوی آسمان بلند کرده دعا می‌کنی.. وهرچه می‌خواهی (مستقیمًا از اوتعالی) می‌طلبی، ودر نتیجه، اوتعالی هم آنچه را خواسته‌ای – اگر خیر باشد – برایت می‌دهد. واگر بد باشد آن را از تو باز می‌دارد.

والله متعال از تو خواسته است که او را دعا کرده واز او نیازهای خویش را بطلبی، وفرموده است: {وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ} [غافر : 60] (وپروردگار شما فرموده است: مرا بخوانید، من دعای شما را اجابت خواهم کرد، بی‌گمان کسانی که از عبادت من سرکشی می‌کنند به زودی خوار وذلیل به دوزخ وارد می‌شوند). ونیز الله متعال فرموده است: {وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الداع إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ} [البقرة : 186] (وچون بندگانم از تو در بارۀ من پرسیدند، پس (به ایشان بگو) به راستی من نزدیکم، دعای دعاکننده را هنگامی که مرا بخواند؛ اجابت می‌کنم، پس آنان باید دعوت مرا بپذیرند، وباید به من ایمان بیاورند، تا باشد که راه یابند).

وعطا وبخشش الله هرگز پایان نمی‌یابد، وگنجینه‌هایش هرگز خالی نمی‌شود، بناءً الله متعال آفریدگان را از هر آنچه خواسته اند؛ داده است تا اینکه توانستند بر روی زمین به آسانی زندگی کنند.

اگر چنین باشد، آنگاه هم عطا وبخشش الله سبحانه وتعالی مستلزم وسزاوار حمد وسپاس است.. وهم منع وبازداشتن وی مر عطا وبخشش را.

الله متعال در قرآن کریم می‌فرماید: {وَلَوْ بَسَطَ اللهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَلَكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ} [الشورى: 27] (واگر الله روزی را برای بندگانش فراخ وگشاده می‌گرداند؛ یقینًا در زمین فساد می‌کردند، ولیکن [اوتعالی روزی بندگانش را] به اندازه‌ای که بخواهد نازل می‌فرماید، بی‌گمان اوتعالی به بندگانش دانای بینا است).

ووجود وهستی الله متعال مستلزم وسزاوار حمد وسپاس است.. بناءً الله - عز وجل - بذاتش مستحق حمد وسپاس است، واگر عدل الله متعال نمی‌بود البته همه مردم در روی زمین سرکشی وستمکاری می‌کردند، ولیکن هنگامی که الله متعال انسان ظالم وستمکار را به عقوبت می‌گیرد؛ او را برای دیگران درس وعبرتی می‌گرداند.. پس مردم از ظلم وستم می‌هراسند.. وهرکه از عقوبت دنیا بر گناهان وستمکاری وخودسری خویش نجات یابد؛ به زودی در آخرت با الله متعال روبر خواهد شد وآنجا حساب وسزای خود را كامل خواهد گرفت.. واین چیز مستلزم حمد وسپاس است.. اینکه انسان ستمدیده بداند که او حقش را خواهد گرفت؛ نفسش آرامش يافته ودلش راحت می‌شود، چون آنجا روزی است که در آن روز انسانی را که بر او ظلم کرده است، می‌بیند والله متعال حق وی را از او برایش می‌گیرد، پس دلشکسته نمی‌شود، وازاحساس وی به تلخی ظلم وستم کاسته می‌شود، آنگاه که بداند الله متعال چنان ذاتی است که هیچ کسی از داد وعدالت او فرار کرده نمی‌تواند.

وچون ما «الحمد لله» می‌گوئیم، از احساسات وعاطفه‌های متعددی پرده برمی‌داریم.. واین احساسات در مجموعش دربرگیرندۀ عبودیت (بندگی)، محبت، ستایش، سپاس، وقدرشناسی است.. وبسیاری از احساساتی که به هنگام «الحمد لله» گفتن، نفس را سرشار می‌سازد؛ همه آنها دربردارندۀ ستایش عاجز از سپاسگذاری کمال الله متعال وعطا وبخشش اوتعالی است.. این احساسات از نفس آمده ودر دل قرار می‌گیرد.. سپس از سایر اعضای بدن بالای همه جهان لبریز وروان می‌شود.

پس «حمد وسپاس» تنها الفاظی نیست که به زبان رانده شود.. بلکه نخست بر دل گذر می‌کند تا اینکه در آنجا قرار گيرد ودل به سبب آن، بجوش آيد.. وآنگاه به دیگر اعضای بدن انتقال ‌کند.. ودر نتیجه انسان برخاسته وبرای الله متعال شکرانه نماز می‌خواند، وهمه بدنش به لرزه می‌آيد، واشک از چشمانش سرازير می‌شود.. وهمه این احساس از او به ماحولش انتقال می‌کند.

یقینًا اگر ما همه زندگی خویش را مورد ارزيابى قرار داده وبررسی کنیم؛ برای ما روشن می‌گردد که هر حرکتی در زندگی ما مستلزم حمد وسپاس است.

هنگامی که می‌خوابیم ومی‌بینم که مردمانی در هنگام خواب خود می‌میرند، اما ما دوباره از خواب خود بیدار می‌شویم؛ باید بدانیم که الله متعال تنها ذاتی است که بر ما ارواحمان را برگردانيده است.. واین برگردانيدن مستلزم حمد وسپاس است.. وچون از رخت خواب خویش برخاستیم؛ باید یقین کرد که الله متعال یگانه کسی است که برای ما قدرت وتوانایی حرکت وجنبش را ارزانی فرموده است، واگر این ارزانی از جانب او نمی‌بود، ما از جای خود برخاسته نمی‌توانستیم، واین هم مستلزم حمد وسپاس است.. سپس وقتی که صبحانه (غذای وقت صبح) خویش را تناول کردیم؛ باید بدانیم که الله متعال خودش از فضل وکرم خویش برای ما این طعام را تهیه کرده است، زیرا او ذاتی است که آنرا آفریده، وکسی است که آن را رویانده، واو خودش آن را به ما روزی داده است، واین هم مستلزم حمد وسپاس است.

وچون از خانه خود بیرون آمده وبه سوى مقصدى راه برویم، الله متعال برای ما چیزی را میسر می‌کند که ما را به جای کارمان انتقال می‌دهد، وآن را برای ما رام ومسخر می‌سازد.. برابر است که مالک ماشینی باشیم، یا از وسایل حمل ونقل استفاده گیریم.. پس حمد وسپاس مر الله راست، وچون با مردم گفتگو کنیم؛ پس الله متعال تنها کسی است که زبانهای ما را (آفریده وبه آنها) قدرت سخن گفتن بخشیده است، واگر بخواهد آنها را گنگ می‌سازد که حرف زده نتوانند.. واین هم مستلزم حمد وسپاس است.. ونيز هنگامی که سر کار خود می‌رویم؛ پس الله متعال یگانه ذاتی است که برای ما کار وشغلى آماده نموده که از آن روزی بدست آورده ولقمۀ حلال می‌خوریم.. واین هم مستلزم حمد وسپاس است.

وچون به خانه‌های خویش بازگردیم (در پذیرایی وخدمت مان) همسران خود را می‌یابیم، وبه (دیدن وآغوش گرفتن) فرزندان خویش خوشحال می‌شویم، واین هم مستلزم حمد است.

اگر چنین باشد، پس هر حرکتی از انسان در دنیا مستلزم حمد وسپاس است.. واز اینجا باید انسان همیشه سپاسگذار باشد.

«الحمد لله» به معنای سپاسگذاری الوهیت است. چون کلمه «الله» بمعنای معبود برحق است.. وعبادت تکلیف بوده وتکلیف از جانب الله به بندگانش می‌آید.. پس سپاس برای ربوبیت الله است بر پیدا کردن ما از نیستی، ومدد کردن ما از هیچ.. زیرا کسی که نعمتها را ارزانی می‌کند، البته نزد همه مردم ستوده وشتایش شده می‌باشد. ولى تکلیف بر برخی از مردم دشوار تمام می‌شود.. واگر مردم ارزش تکلیف را در زندگی بدانند؛ حتمًا الله متعالی را سپاسگزاری می‌کنند که ایشان را به «این را بکن.. وآن را نکن» مکلف ساخته است.. چون این تکلیف است که برهم نخوردن حرکت زندگی ایشان را تضمین می‌کند.. بناءً حرکت زندگی، بكمک يكديگر ومنظم پیش می‌رود.. پس نتیجه می‌گيريم: نعمت نخست اینست که معبودمان به ما منهج وروش عبادت را رسانده وآموزانده است، ونعمت دوم اینست که اوتعالی پروردگار جهانیان است.

در زندگی دنیا هم فرمانبردار وجود دارد وهم گنهکار، هم مؤمن است وهم غیر مؤمن.. وآنانی که در عطا وبخشش الوهیت داخل اند، همانا مؤمنانند.. واما عطا وبخششی که تعلق به ربوبیت دارد؛ پس شامل همگان است.. وما الله را سپاسگزاریم بر عطا ودهش الوهیتش، وهمچنين او را سپاسگزاریم بر عطا ودهش ربوبیتش؛ بخاطری که اوتعالی همان ذاتی است که آفرید، وبخاطری که اوتعالی پروردگار جهانیان است.. این جهان هستى با همه موجوداتش از فرمان اوتعالی بیرون شده نمی‌توانند.. بناءً باید همه مردم اطمینان داشته باشند که نعمتها توسط عطا ودهش ربوبیت اوتعالی دایم وهمیشه روان می‌باشد.. پس نه آفتاب می‌تواند – در غیر میعاد خویش – غروب کند وبگوید: من نمی‌خواهم بتابم.. ونه ستارگان می‌توانند در این جهان هستى برخی به دیگری تصادم كنند، ونه زمین می‌تواند روییدن گیاه را مانع شود.. ونه غلاف جوی (اتمسفر) می‌تواند از زمین فاصله بگیرد وباعث خفه شدن همه مردم شود.

نتیجه می‌گیریم که الله متعال می‌خواهد همه بندگان خویش را اطمینان دهد اینکه اوتعالی پروردگار همه چیزها در این جهان هستى است، پس هیچ نیرویی که انسان را خدمت می‌کند، نمی‌تواند از خدمت او – بدون اجازه الله – امتناع ورزد.. چون الله سبحانه وتعالی بر جهان هستى خود و بر هر آنچه آفریده است چیره ومسلط است.. زیرا اوتعالی رب العالمین یعنی پروردگار جهانیان است، واین خودش مستلزم حمد وسپاس است.. اینکه الله متعال برای انسان چیزی آماده کند که او را خدمت کند، بلکه انسان را در جهان هستى خود سردار قرار داده است.. از اینجاست که انسان مؤمن از فردا وآینده (ورخداد آن) نمی‌هراسد.. چگونه بهراسد در حالی که الله متعال پروردگار جهانیان است؟!

پس به الله متعال حمد وسپاس می‌شود بر آنکه او پروردگار جهانیان است.. هیچ چیزی در جهان هستى از مراد فعلی اوتعالی بیرون نمی‌باشد.. ولی عطا ودهش الوهیت سزایش در آخرت می‌باشد.. چون دنیا سرای امتحان وآزمایش برای ایمان است.. وآخرت سرای جزا وپاداش است.. واز مردم برخى اند که الله را نمی‌پرستند.. این گروه از مردم، در عطا وبخشش ربوبیت با مؤمنان در دنیا برابر اند.. ولیکن در آخرت عطا وبخشش الوهیت تنها برای مؤمنان است.. پس آنجا نعمتهای الله فقط برای بهشتیان بوده، وبخششهای الله تنها برای کسی است که ایمان آورده است.

وباید آگاه بود که این جهان هستى وسیع با همه موجوداتش، از انسان نگران ودلتنگ می‌شود، واین جهان مقهور (شکست‌خورده) که به حکم قهر ورام کردن، ما را خدمت می‌کند؛ تنگ می‌شود چون انسانهای گنهکار را ببیند. زیرا چیزی که مقهور (مجبور) است، ناگزير بر نظام الله راست ودرست می‌باشد.. وهر آنچه که مقهور است هرزمانی انسانی را که او در خدمتش است در حال گناه می‌بیند؛ نگران ودلتنگ می‌شود.

اگر تمام نعمتهای الله سزاوار حمد وسپاس باشد.. پس «مالک روز جزا» سزاوار حمد وسپاس بزرگتر می‌باشد.. زیرا اگر روز حساب وجزا نمی‌بود؛ البته کسی که دنیا را سرشار از بدیها ساخته است نجات می‌یافت، بدون آنکه در مقابل افعالش جزا داده شود.. ودر جهت دیگر آن کسی که خود را به تکلیف وعبادت ملزم ساخته وخویشتن را بخاطر رضای الله از بسیاری از لذتهای دنیوی محروم کرده است؛ در زندگی دنیا در بدبختی بسر می‌برد!!.. لیکن بخاطری که الله متعال «مالک روز جزا» است؛ برای همه، در این وجود وهستی توازن وتعادل بخشیده است.. این ملکیت او برای روز جزا است که انسانهای ناتوان ومظلوم را نگهداشته وحق وعدالت را در این جهان هستى باقی گذاشته است.. یقینًا چیزی که مانع گردیده از اینکه دنیا به جنگلى تبدیل شود که شخص قوی در آن شخص ضعیف را، وانسان ظالم انسان مظلوم را بدرد؛ اینست که آنجا آخرت وحسابی وجود دارد، واینکه الله متعال خود آفریدگانش را محاسبه می‌کند.

وانسانی که در راه الله وشریعت وی راست بوده واستقامت می‌ورزد، استقامت او به دیگران نیز سود می‌بخشد.. چون او از الله متعال می‌ترسد، وحق هر صاحب حق را می‌دهد، واز کسانی که در حق او مرتکب خطا شده اند، درمی گذر وآنان را می‌بخشد.. در نتیجه هرکه در ماحول اوست از اخلاق نیک وی بهرمند شده، واز ایستادن او با حق وعدالت مستفید می‌گردد.

اما به سبب انسان گنهکار، همه جامعه اذیت می‌بیند؛ زیرا هیچ کسی از بدی او در امان نمی‌ماند، وهیچ ظالمى نیست، مگراينكه ظلمش به خودش می‌رسد.. واز اینجا می‌بایست یقین کرد که «مالک روز جزا» همان ترازو است.. تو – از روی آن – می‌دانی که کسی در زمین فساد می‌کند، آخرت در انتظار او خواهد بود.. هرگز از جزای اخروی رهایی نمی‌یابد، هر چند توانمند وصاحب نفوذ هم باشد. آنگاه بدرستی اطمینان کامل حاصل می‌کنی که عدالت الهی هر ظالمی را خواهد رسید.

وبه این گونه می‌توانیم در شناخت نعمتهای الله متعال تا بلانهایه پیش برویم، چون نعمتهای الله نه شماريده شده ونه محدود می‌شوند، وهر یک از آن نعمتها ما را بر وجود الله دلالت می‌کند، وبه ما دلیل ایمانی تقدیم می‌دارد که این جهان هستى را آفریدگار بی‌نظیری است.. واینکه هیچ کسی نمی‌تواند ادعا کند که او این جهان هستى را آفریده، یا آنچه در این جهان هستى است را پیدا کرده است.. چون این قضیه تنها برای الله متعال بطور قطع حل وفصل شده است.

و «حمد وسپاس الله را» چون در دلهای ما ایمان فطری را نهفته داشته وآنرا توسط ایمان عقلی با نشانه‌های خویش در این جهان هستى تایید کرده، تا اوتعالی را به یگانگی بپرستیم وهیچ چیزی را با او شریک نسازیم.

 

مرجع من در تهیه این موضوع تفسیر شیخ محمد شعراوی – رحمه الله – پیرامون سورۀ فاتحه است.